محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
166
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
خليفگان به سستى گرائيد وشهر مختل شد ، ومردمش بپراكندند . اكنون شهر ويران ومسجد جامع آن در آدينهها آباد وپس از آن مختل است . آبادترين جاى آن بخشهاى ربيع وكرخ در كرانهء باخترى وباب الطاق ودار الأمير در خاور است . ساختمانها وبازار در خاورى بيشتر است ، پل نزديك باب الطاق است وپهلوى غربى آن بيمارستانى است كه عضد الدولة ساخت . در هر تسوج كه ياد كرديم يك مسجد جامع دارد [ كرانهء باختر آبادتر از خاور است ] روز به روز به پس مىرود ، مىترسم روزى ، از بسيارى فساد وجهل وفسق وستم دولت مانند سامره شود . أبو بكر إسماعيلي در جرجان به من گفت : ابن ناجيه ، از إبراهيم ترجمانى ، از سيف بن محمد ، از عاصم أحول ، از أبو عثمان نهدى ، نقل كرد كه با جرير بن عبد اللّه بودم ، أو پرسيد : اين نهر چه نام دارد ؟ گفتند : دجله است ! گفت : پس اين نهر ديگر ؟ گفتند : دجيل است ، گفت : اين نهر سوم ؟ گفتند : صراة است ! گفت : اين نخلستان چه نام دارد ؟ گفتند : قطرپل است . در اين وقت أو سوار أسب خود شد كه فرار كند ، وگفت : پيغمبر را شنيدم مىگفت : شهري در ميان دجله ودجيل وقطرپل وصراة ساخته شود ، كه گنجينههاى زمين وجباران زمان را بدانجا آرند ، پس خسف شود ومردم در زمين ، تندتر از ميخ آهنين در زمين سست فرو روند . نهركهاى فرات در جنوب ونزديك بغداد به دجله مىريزند . پس در شمال دجله تنها است . كشتيها در شاخههاى فرات تا كوفه مىرسند ودر دجله تا موصل مىروند . شمشاطى « 1 » * در تاريخ خود گويد : هنگامى كه منصور
--> ( 1 ) ياقوت 3 : 320 : 10 : علي بن محمد شمشاطى ( نوابغ الرواة : 203 ) نديم پ 254 .